ای خدا
![]()
خُوی ویری تو،اِی خودایی عالِم * دِل خاشو گُو داره یارو هِمدِم (با یاد تو ای خدای عالم*دل خوش بود از حضور همدم)
دِل خاشو گو هِمدِموش خوداوو * تا زِندَه و مَحرِموش خوداوو ( دل خوش که همدمش خدا بود* تازندست محرمش خدا بود)
یَه وینُک اواجی غِم نداره * یَه بالی مَج مَنِم نَداره ( یک ذره در او غمی نباشد * بال مگسی منم ندارد )
از یایی گو اُوفتو بِریَه * تا یایی گو سِر وِ خاک سایَه ( از جایی که آفتاب برآید * تا جایی که سر بر خاک می ساید)
ای خالِقی اَور و وا و طیفُون * ای صاحِبی نِعمَتی فوراوون (ای خالق ابر و باد و طوفان * ای صاحب نعمت فراوان )
خُووم وَنَشو بیدون ذِکروت * از می هَنَگیر ذِکر و فِکروت ( خوابم نبرد بدون ذکرت * از من تو نگیر فکر و ذکرت )
قُربونُت ایشی گو چارَه سازی * مُحتاج می یُو، تو بی نیازی ( قربان تو که چاره سازی * محتاج منم، تو بی نیازی )
ای دِر هِمِه چی سِر از هیمه کی * بالاتِر و ووَودِر از هیمه کی (ای در همه چیز از همه سر * بالا تر و بهتر از همه کس)
تا خُوی تویی هیچی کِم نَداری * سِر کِیفی و نَرمهَ غِم نَداری ( تا با توام هیچ کم ندارم * سر کیفم و ذره غم ندارم )
بی ویری تو سینهَ سِنگی سَردو * هِر چِند زینهَ، مِشتی دَردو ( بی یاد تو سینه سنگ سرد است* هرچند زند، پر ز درد است )
مِهری تو اِگه نَبو، هولاکی * خُوی لُطفی تُو از حوساب پاکی (مهر تو اگر نبود هلاکم * با لطف تو از حساب پاکم)
رَحمی تو اِگه نَیَه سوراغم * اَز کُنده گِرته خُشک باغم (رحم تو اگر نبود پیشم * از ریشه خشک گردد باغم)
نوروت وِ روم اِگِر نَتاوَه * پایی رَهی حَق شویوم کییاوه ( نورت تو اگر بر من نتابد * پای راه حق رفتنم کجا است)
در ذکری تو بینوا زونوو * دِر مونده و کَله پا زُومونو ( در ذکر تو بی نوا زبان است * در مانده و کله پا زمان است)
چَشمی گو شوادی خوب، کورو * فَهمی گو شواشینسا بَهورو (چشمی که باید ببیند کور است * فهمی که باید بشناسد نادان است)
پایی گو رَه شواشوی ، لِنگو * دَسی گو شوا گیرفت، تِنگو (پایی که باید راه برود لنگ است*دستی که باید بگیرد تنگ است)
حَرفی مییی وی یَسار گوش کِر * خُلقُم خوش و زِندیگیم خوش کِر (حرف من بی خانمان گوش کن*خلقم خوش و زندیگیم را خوش کن)
تِنگُم وَ نَهَل گو دس تِنگی * لِنگُم وَ نَهل گو لِنگی لِنگی (تنگم مگذار که دست تنگم*لنگم مگذار که لنگ لنگم)
لِنگی شوول و شُم نَیی ، داری * لِنگی تُمُ و تال نَیی، داری (محتاج غذا و شام نیستم، دارم*لنگ خوراکی ها نیستم، دارم)
دِل تنگی گو روزوگار تِنگو * پایی عَملُم ضَعیفو لِنگو ( دلم تنگ است که روزگار تنگ است*پای عملم ضعیف و لنگ است)
تَخصیری اِطاعَتی تو داری * اَشک اَز چَش واری واری واری (تقصیر اطاعت تو دارم* اشک از چشم می بارم می بارم می بارم)
هِر چی وِ دِلُم بُورات گِرته * یا یه رو شُوا وِه وات گرته (هر چیز به دلم برات می گردد*یا روزی باید به زبان بیاید)
اَز تِگ تا بالا خیبر تو داری * تو خوب زونی گو کردوگاری ( از زیر تا بالا تو آن را باخبری*تو خوب می دانی که تو کردگاری)
هِر چی تی پی یایه بو، عِینوش * هر چی گو عَیون نَیو، نَهوونوش (هرچیز خواستی عینش فراهم است* هر چیزی که آشکار نیست، پنهانش)
خوی واتی تو اَور بار دارَه * بی واتی تو، تو هوا بوخارو (با اذن تو ابر بار دار است * بی اذن تو در هوا بخار است )
خوی واتی تو آسومون وارَه * بی وات تو اَور نا نَداره ( با اذن تو آسمان می بارد*بی اذن تو ابر نا ندارد)
خوی حُکمی تو سِنگ خاکی گِرته * از خاک، هیمِچی پاکی گِرته ( با حکم تو سنگ خاک گردد* از خاک همه چیز پاک گردد)
لَغزایه اگر گو در جَوونی * پام از سِری غِفلَت و نَدونی (لغزیده اگر در جوانی* پایم از سر غفلت و ندانی)
ویر خوی تاری تا خوشوم بو * تا زنده ای صداش بِر گُشُم بو (یاد خود می آورم تا شاد باشم* تا زنده ام صدایش در گوشم پر باشد)
صَی بار اِگِر گو پام ایلَغزَه * وَختی مینیه خویوش میبَشخه (صد بار اگر پایم لغزید * وقتی مرا می برد می بخشد)

معرفی شهر تاریخی وزیبای تودشک